یکی از شهرستانهای استان کردستان در غرب ایران است که از سمت غرب با کشور عراق هم مرز است. این شهرستان از شمال به شهرستان مریوان، از شرق به شهرستان سنندج و از جنوب به شهرستان کامیاران محدود می شود. مرکز این شهرستان شهر سروآباد است که تقریباً در ۸۰ کیلومتری غرب سنندج قرار دارد
جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با 60٫000 نفر بوده است
تقسیمات کشوری
• بخش مرکزی شهرستان سروآباد
1. دهستان بیساران
2. دهستان پایگلان
3. دهستان رزآب
4. دهستان ژریژه
5. دهستان کوسالان
6. دهستان دزلی
شهر: سروآباد
به جرات می توان گفت كه سروآباد یكی از قدیمی ترین مناطق مسكونی ایران بوده است . شهر زیبا و دلنشین سروآباد كه در میان كوه كوهسالان و كوه میانه واقع است برگرفتهاز نام حاكم و فرمانروای این شهر در زمان قدیم و قبل از اسلام بود . سروه یا به كردی «سوله» اسم دختر فرمانروای شهر زریبار در مریوان است كه «سوله» است به سروآباد یا «سولاوا» تغییر می دهد .
• بخش اورامان
o دهستان اورامان تخت
o دهستان شالیار
شهرستان سروآباد با مسافتی در حدود 970 كیلومتر مربع ، تشكیل شده از2 بخش یك شهر و 6 دهستان و 72 روستا با جمعیتی بالغ بر 66709 نفر كه در هر كیلومتر مربع حدود 69 نفر اسكان یافته است .
شهرستان سروآباد با میكروكلیماهای متفاوت شامل مناطق كوهستانی و سردسیر تا مناطقی با آب و هوای تقریبا معتدل می گردد و حتی در بعضی از نقاط درختان مناطق نیمه گرمسیری جزء درختان بومی منطقه محسوب می شود و این مسئله دامنه برداشت یك نوع محصول را وسیع كه حتی پایان برداشت در یك نقطه همزمان با رسیدن آن در نقطه دیگر برای همان محصول می باشد
2-وجه تسمیه روستاهای تابعه شهرستان به تفکیک دهستان
دهستان بیساران
دهستان پایگلان
دهستان دزلی
دهستان رزاب
دهستان بیساران
دهستان كوهسالان
دهستان بیساران
ردیف روستا نام واحد تقسیمات به صورت معنی و مفهوم و خلاصه قدمت و تاریخ
مصوب مركز آمار تلفظ محلی
1 بیساران بیساران بیساران بی + سا + ران قدمت روستا حدود 750 سال می باشد و به معنی بی صحرا می باشد یعنی فاقد دشت و مكان مسطح است . جای قبلی روستا در مكانی به نام دگابر بوده است و فردی به نام سید بابا شیخ از روستا به محل فعلی بیساران رفته و در ان ساكن می شود و بعد از مدتی فوت می كند و در آن جا به خاك سپرده می شود و مردم كم كم به آن جا كوچ كرده و ساكن می شوند
2 نسنار نسنار نسنار نَه + سَه + نار حدود 400 سال قدمت دارد . فردی به نام «نصرالله» آن را بنیان نهاده است . یعنی نام آشنا .
3 یوژنان یوژنان یوژنان یو + ژ + نان به معنی گفتن می باشد . همچنین به معنی آویزان كردن و بیختن نیز می باشد .
4 هرسین هرسین هرسین هَر + سین به معنی اشك آلود می باشد .
5 ژان ژان ژان ژان عنی قولنج همچنین به معنی ژیان یا زندگی نیز می باشد . نام قبلی آن ژیان بوده است بیش از 350 سال قدمت دارد .
بالا
دهستان پایگلان
ردیف روستا نام واحد تقسیمات به صورت معنی و مفهوم و خلاصه قدمت و تاریخ
مصوب مركز آمار تلفظ محلی
1 پایگلان پایگلان پایگلان پای + گَه + لان یعنی دامنه گل ها از پای گُلان گرفته شده است .
2 چشمیدر چشمیدر چشمیدر چَش + می + یر محلی كه در آن سه چشمه وجود داشته است . یر در زبان اورامی یعنی عدد 3 . به معنای چشمه هایی كه در جایی جمع شده اند . از دو كلمه چشمه + یر (در زبان اورامی به معنای برابر و جمع شدن می باشد .
3 آریان آریان آریان آر+یان به معنی آریایی ها می باشد كه اتش پرست بوده اند و همان زرتشتیان بوده اند . قدمت آن بیش از 2000 سال است . قدیمی ترین روستا در منطقه است . محل زندگی آریایی ها یا محل زندگی كردها .
4 بوریدر بوریدر بوریدر بُو + ری + یر قبلا ببری در نام داشته است محلی كه در آن جا ببرهای وحشی زندگی می كرده اند . قدمت آن به دوران اولیه اسلام و زمان عبدالله بن عمر بر می گردد . مسجد عبدالله در روستا وجود دارد و مردم در آن عبادت می كنند . قدمت آن به سیصد سال پیش باز می گردد .
5 گواز گواز گواز گو + واز شخصی به نام معاذ كه صحابه بوده در آن جا مدفون می باشد كه این نام به مرور زمان به گواز تغییر نموده است حدودا 500 سال سابقه دارد .
6 ژنین ژنین ژنین ژِه + نین به زبان اورامی یعنی خانه زن یا زنان همچنین معنی زندگی می دهد . ژین به معنی زندگی است . محل زندگی نیز معنی می دهد . جائی كه زن صاحب قدرت است . مادر سالاری .
بالا
دهستان دزلی
ردیف روستا نام واحد تقسیمات به صورت معنی و مفهوم و خلاصه قدمت و تاریخ
مصوب مركز آمار تلفظ محلی
1 دزلی دزلی دزلی دز + ل قدمت این روستا به قبل از میلاد بر می گردد . دزلی در اصل دژل بوده است و به معنی قلعه پادشاه می باشد . آخرین پایگاه ساسانیان (یزدگرد سوم) بوده است .
2 بندول بندول بندول بن + دُول یعنی مابین دو كوه واقع شده است .
3 ذكریان ذكریان ذكریان زَ + كه ر + یان جایی كه دراویش در آن ذكر می كرده اند .
4 دره كی دره كی دره كی دَ + رُو + كی به معنای سنگ چینی می باشد كه روی قنات جهت جلوگیری از ریزش خاك سنگ چین می نموده اند .
5 دمیو دمیو دمیو دَ +مَهَ + یو از دو كلمه دم یعنی دیمی و یو به معنی جو تشكیل شده است یعنی مكانی كه جوی دیمی زیاد داشته باشد . قدمت آن 110 سال است .
6 دره ناخی دره ناخی دره ناخی دَ + رَه + نا + خیه بین دره ای به نام نخی قرار گرفته است . این دره روستا را به دو قسمت تقسیم می كند .
7 ذلكه ذلكه ذلكه زَل + كَه جایی كه آب زیاد داشته و در آن جا زل (نی) زیاد رشد می كرده است و نی آن زیاد بوده است . باتلاق بوده است قدمت آن 700 سال است .
8 خشكین خشكین خشكین وُش +كین جایی كه آب آن كم بوده است و از لحاظ آب در فقر بوده اند .
9 حسین آباد حسین آباد حسین آباد حِه +سین + آو روستایی در مابین مریوان و سروآباد . قدمت آن به سه سال پیش باز می گردد . در سال 81 تبدیل به روستا شد . قبلا مكانی بود به نام «بیه كره» همچنین سه راه حزب الله نیز به ان گفته می شد این نام در دوران جنگ تحمیلی به كار برده شد . قبر فردی به نام ملا حسین در پایین دست روستا وجود دارد و به این دلیل حسین آباد نام نهاده شد .
بالا
دهستان رزاب
ردیف روستا نام واحد تقسیمات به صورت معنی و مفهوم و خلاصه قدمت و تاریخ
مصوب مركز آمار تلفظ محلی
1 دگاگ دگاگ دگاگ دَ + گا + گ قدمت روستا در حدود 300 تا 400 سال می باشد . وجه تسمیه آن این می باشد كه مردم گاه گاهی به این محل آمده اند و گاهی به مناطق دیگر (گرمسیری) به هوار می رفته اند . محلی به نام بوك و مارانی هوار قدیم روستائیان بوده است .
2 رزاب رزاب رزاب رَ + زاو قدمت آن به سیصد سال پیش بر می گردد قدمت آن كمی از روستای كرآباد كمتر است و به معنی محلی كه آب كم دارد . قبلا آب آن كم بوده ،ریز آب بوده و ماسه در آن جمع می شود .
3 دورود دورود دورود دُو +رو یعنی مكان كه مابین دو رود واقع شده است
4 نیاباد نیاباد نیاباد نی + یا + و روستایی كه نیزار در آن زیاد است
5 ماضی بن ماضی بن ماضی بن ما + زی + بن یعنی محلی كه درخت جنگلی مازی یا مازو (بلوط) در آن زیاد است .
6 كرآباد كرآباد كرآباد كه + را + و بیش از سیصد سال قدمت دارد . روایت است سه برادر بوده اند كه یكی از آن ها اقدام به آباد نمودن این محل نموده و نام آن را كرآباد گذاشته اند .
7 ترخان اباد ترخان اباد ترخان اباد تَرْ + خا + نا + و یعنی برگزیده شده از بین معروفان گل چین شده
8 گوشخانی گوشخانی گوشخانی گُش + خا + نی یعنی جای خوش آب و هوا برای زندگی كردن - هچنین روایت است در گوشه ای از روستا خانم ها زندگی می كرده اند .
9 احمد آباد احمد آباد احمد آباد اَح + ما + و قدمت روستا 53 سال است فردی به نام احمد آزادوار كه اكنون نیز در قید حیات است آن را بنا نهاده است و در قولنامه روستای خود ساخته نان نهاده است
10 گرگه ای گرگه ای گرگه ای گُر + گَهَ + ایی روستایی كه مردمانی جسور داشته است مثل گرگ بوده اند .
11 نسل نسل نسل نسْلْ یعنی آینده - یكی از روستاهای قدیمی منطقه می باشد .
12 خانقاه رزاب خانقاه رزاب خانقاه رزاب خا + نَ + قای + رَ + زاو
بالا
دهستان بیساران
ردیف روستا نام واحد تقسیمات به صورت معنی و مفهوم و خلاصه قدمت و تاریخ
مصوب مركز آمار تلفظ محلی
1 ژریژه ژریژه ژریژه ژِ + ری +ژِه در زبان اورامی ژَرَژ به معنی كبك می باشد و ژریژه یعنی مكانی كه كبك زیاد دارد .
2 رودبار رودبار رودبار رو + وار به معنی روستایی كه در پشت رودخانه واقع شده است .
3 زوم زوم زوم زوم یكی از روستاهای قدیمی شهرستان می باشد كه قدمت هزار ساله دارد . زوم از كلمه زور گرفته شده است . می گویند توسط یزدگرد سوم به زور آن جا را تصرف نموده است . بعضی می گویند قبر یزدگرد سوم در زوم و بعضی می گویند در روستای برقرو است .
4 سرومال سرومال سرومال سَ + رَوُ + مال سرومال عنی خانه كوچك - مكان استراحت و. سرپناهی جهت آسایش حدودا 450 سال قدمت دارد از روی سنگ قبری كه در روستا موجود است .
5 ككلیك آباد ككلیك آباد ككلیك آباد كَك + لی + آ + و یعنی در كنار و حاشیه قرار گرفته است و بیش از 150 سال قدمت دارد .
6 دیوزناو دیوزناو دیوزناو دی + ۆز + ناو یكی از روستاهای قدیمی شهرستان است و دیوزناو به معنی جایی كه در آن خرس = دیو زیاد بوده است . مابین رودخانه سیروان و كوه شاهو قرار گرفته است همچنین دیوه زناو از دی + وه زه + ناو تشكیل شده است یعنی روستایی كه در آن درخت گردو وجود داشته است . دی یعنی روستا و وهز به معنی گردو می باشد و ناو یعنی درون و داخل می باشد .
7 جولانده جولانده جولانده جو + لان + دِیه جولانده به معنی مكان استراحت است همچنین به معنای آبادی جولاكان می باشد .
8 تفین تفین تفین تِ + فِین در زبان اورامی به توت ، تِف گفته می شود به دلیل توت زیاد تفین نام گرفته است .
9 كانی حسین بگ كانی حسین بگ كانی حسین بگ كا + نی + حِ + سِین + بَگ قدمت روستا بیش از 150 سال می باشد . در زمان بگ و رعیتی بنا نهاده شده است . فردی به نام حسین بگ در محل فعلی روستا كه چشمه ای در آن موجود بوده است روستای فعلی را بنا نهاده است .
10 دل دل دل دَل این روستا حدود 100 سال قدمت دارد و به معنی جسور و چالاك است .
11 دلمرز دلمرز دلمرز دَ + ڵه + مَه رز یعنی كنار رودخانه
12 كولیج كولیج كولیج كُو + لیژ یعنی كوچ رو ، كوچنده ، ایل های كوچ رو - از كولی می آید .
13 فقیه كان فقیه كان فقیه كان فَ + قیهِ + كان
14 دروند علی دروند علی دروند علی دِ + زَ + ون +ژو +رَو
15 دوند سفلی دوند سفلی دوند سفلی دِ + زَ + ۆن + خُو + وار
16 دهكانان دهكانان دهكانان دِی + كا + نان دی + كانان یعنی روستایی كه معدن در آن زیاد می باشد . همچنین یعنی روستایی كه نان زیاد داشته است كه به مردم بدهد این را می رساند كه این روستا محل نان بوده است .
17 سرخه توت سرخه توت سرخه توت سُو + رَهَ + تُو جایی كه توت سرخ زیادی داشته است .
18 اسپریز اسپریز اسپریز اَس + پَ + ریز به معنی محل سرخك و سرخجه می باشد كه یك نوع بیماری ویروسی در كودكان می باشد . جایی كه بیماری سرخجه خوب می شود .
بالا
دهستان كوهسالان
ردیف روستا نام واحد تقسیمات به صورت معنی و مفهوم و خلاصه قدمت و تاریخ
مصوب مركز آمار تلفظ محلی
1 هزارخانی هزارخانی هزارخانی هَه + زار + خا + نی حدود 300 سال قدمت دارد و در زمان قدیم چشمه ای به نام ظاهربگ كه دارای اب و هوای خوبی بوده در آن منطقه خان های منطقه جمع می شده اند و به عنوان تفرجگاه از آن استفاده می كردند .
2 انجمنه انجمنه انجمنه هَ + جم + نَه به معنی محل مشورت می باشد و از انجمن گرفته شده است .
3 آلمانه آلمانه آلمانه آل + ما + نَه در اصل هلمانه بوده یعنی مال خودمان است .
4 بهرام آباد بهرام آباد بهرام آباد با + را + ما + و قدمت آن به 500 سال پیش برمی گردد و فردی به نام بهرام روستا را بنا نهاده است و آباد كرده .
5 قلعه گاه قلعه گاه قلعه گاه قَ + لا + گ سه قلعه باستانی مربوط به زمان زرتشت در آن وجود دارد به همین دلیل قلعه گاه نام گرفته است .
6 قلعه جی قلعه جی قلعه جی قَه + لا + جیه به معنی مكانی كه در آن قلعه وجود دارد (جای قلعه) در حال حاضر در وسط آبادی آثار قلعه قدیمی موجود است . از روستای قلعه گاه جدا شده و حدود 80 سال قدمت دارد .
7 تفلی تفلی تفلی تف + لی یعنی جایی كه دارای توت زیاد می باشد .
8 تخان تخان تخان تِه + خان قدمت آن بیش از 100 سال می باشد . از ترخان گرفته است در كردی ترخان یعنی پیشكش كردن . تخان جای خان ها بوده است . قبل از تازه آباد و تفلی و احمدآباد بوده و جزو جهار روستای قدیمی منطقه می باشد .
9 گلانه گلانه گلانه گو + لا + نَه جایی كه در آن گل زیاد باشد .
10 هلوژان هلوژان هلوژان هَه + لو + ژان جایی كه در آن درخت آلوچه زیاد بوده است .
11 سپیدار سپیدار سپیدار سپ + یار در گذشته اسم روستا مباركآباد بوده . حاكم وقت منطقه به نام سرهنگ آصف دیوان آن را مبارك آباد نام نهاد بعد از فوت ایشان به سپیدار تغییر نام یافت . وجه تسمیه آن چند اصله درخت چنار سپید در روستا وجود داشته است .
12 تازه آباد تفلی تازه آباد تفلی تازه آباد تفلی تا + زا + وای + تَف + لی
سیمای اقتصاد كشاورزی شهرستان سروآباد
شهرستان سروآباد با مساحت تقریبی 1055 كیلومتر مربع در جنوب شهرستان مریوان از استان كردستان و با مختصات جغرافیایی 35 درجه و 3 دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 10 دقیقه طول شرقی و در ارتفاع 1270 الی 1340 متری از سطح دریا واقع است .
مساحت كل بخش تقریبا 105500 هكتار شامل :
الف ) مراتع و جنگل ها 79800 هكتار
ب ) ارتفاعات صخره ای و اراضی سنگلاخی 11500 هكتار
ج) اراضی مزروعی و باغات 14200 هكتار به ترتیب :
1- اراضی زراعی و باغی 8310 هكتار
2- اراضی آیش سالانه 5890 هكتار
با توجه به عوامل و فاكتورهای موثر و پدید اورنده اقلیم به ویژه ارتفاع ، عرض جغرافیایی و توده های هوا و سیستم های هواشناسی شرایط اقلیمی متفاوت و متنوعی به وجود می آید . عامل ارتفاع مهم ترین عامل تعیین كننده اقلیم می باشد كه موجب ریزش های جوی در منطقه اورامان و شاهو شرایط نسبتا مساعدی برای بارندگی های مناسب و ایجاد پوشش جنگلی فراهم آورده است و آن را مستعد كشت دیم نموده است بر اساس نتایج آمار بارندگی های ایستگاه های مجاور منطقه ف میانگین نزولات جوی در حدود 700،600 میلیمتر برآورد گردیده كه حداكثر تعداد روزهای بارانی غالبا در اسفند ماه و گاهی در فروردین ماه و حداقل وقوع روزهای بارانی در شهریور ماه می باشد .
متوسط سالیانه حرارت و دمای منطقه 9/13 درجه سانتیگراد بوده كه طی ماه های سال دامنه ان از 2/7 درجه سانتیگراد تا 6/20 درجه سانتیگراد تغییر داشته كه به حداقل 5/23، درجه سانتی گراد و حداكثر 5/41 درجه سانتی گراد در فصول مختلف نیز رسیده است . میانگین رطوبت هوای منطقه حدود 56 درصد بوده كه در طول فصول مختلف سال از حداقل 19 درصد تا حداكثر 75 درصد نیز می رسد .
شرایط اقلیمی و توپوگرافی منطقه رودخانه های متعددی را به وجود اورده است كه از ویژگی اساسی این آب های سطحی منطقه سیلابی و فصلی بودن آن ها است . بنابرایندر بهار پر آب و خروشان و در تابستان كم آب و گاهی آب سطحی دره ها و آبراهه ها نیز خشك می شوند . از آن جا كه رودخانه ها معمولا از دره های عمیق می گذرد و اراضی مسطح و وسیع به ندرت در جوار رودخانه ها وجود دارد و به سبب اختلاف ارتفاع زیاد اراضی كشاورزی از سطح رودخانه ها نمی توان به نحو مطلوب از آب های سطحی مناسب بیشتری دارد .
رودخانه سیروان با 21 كیلومتر طول در خاك ایران طویل ترین رودخانه كردستان است كه از شعبات و سرشاخه های متعددی تغذیه می شود . مهم ترین آن ها عبارتند از گاران - گلچیدر ، رزاب ، چم گوره ، بیساران ، قشلاق ، زریبار و گاورود ك از بخش سروآباد گذشته و با عبور از مرز شمال غربی شهرستان پاوه از استان كرمانشاه بلا استفاده وارد خاك عراق می شود .
آشنایی با اورامانات
پیشینه تاریخی اورامانات
موقعیت جغرافیایی
شهر های مهم اورامانات
شهرها و روستاهای هورامی زبان در كردستان عراق
سابقه تاریخی و اعیاد رسمی
طریقه نقشبندیه و مشایخ
طریقه قادریه و مشایخ
پیر شالیار
علماء و اساتید
شعرو شاعران
موسیقی وموسیقیدانان
پیشینه تاریخی اورامانات
واژه اورامان یا هورامان از دو بخش «اهورا» و «مان» به معنى خانه، جایگاه و سرزمین تشكیل شده است. پس اورامان یعنى سرزمین اهورایى و جایگاه اهورا مزدا. «هور» معنى دیگرى هم دارد.
هور در اوستا به معنى خورشید است. هورامان را مىتوان جایگاه خورشید هم معنى كرد. جنوب شرقى شهر مریوان روستایى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جادهاى به طول هفتاد و پنج كیلومتر آن را به شهر مریوان متصل مىكند. اگر با یك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابیانهاىها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهیم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. این روستا را هزار ماسوله مىنامند. زیرا معمارى آن همانند ماسوله است. حیاط هر خانه بام خانهاى دیگر است، اما با وسعتى بیشتر.
معمارى اورامانات و سرسبزى این منطقه كوهستانى رویاى پلههایى به سمت بهشت را متصور مىكند. خانههاى این روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزیتى خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مركز (حكومت) ناحیهاى اورامان یاد مىكردهاند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معمارى، موقعیت چشمههاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پیر شالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آمیزهاى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مىتوان زیباترین رنگهاى دنیا را در كنار هم دید. لباس مردم اورامانات كردى است. پیش از ورود پارچه و كفشهاى خارجى و سایر منسوجات داخلى به استان كردستان، بیشتر پارچهها و پاى افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مىشده است.
ساخت پاى افزار «گیوه» یا «گلاش» یا «كالى» بر عهده اوراماناتىها و مردم و آبادىهاى هجیع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادىهاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشتهاند. جولایى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجیم، بره بوشمین، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافتهاى این منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مىپوشند. انواع این لباسها با زیورآلات مختلف تزئین شدهاند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ریواس، خوژه، پنیر، شیر، عسل، گردو، انجیر موادغذایى این منطقه را تشكیل مىدهند. پلو، «دوغه وا» یا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخینه، دوختن یا آش گزنه، هتیمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون یك آبه، پرشین، شلغم ترش، و كلانه، از غذاهاى اورامانى است.
از تولیدات هنرهاى سنتى مثل گلیم، سجاده، نمد، سبد، گیوه به عنوان سوغات این محل نام برد. اما دلیل دیگرى به غیر از درمان و سیاحت در یك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. میراث فرهنگى و كهن ایران زمین مىتواند دلیلى براى كشش مسافران به شهرهاى مختلف باشد. هخامنشیان و شكوه شان زبانزد و مایه افتخار ایرانیان است
موقعیت جغرافیایی
منطقه هورامان ناحیه ای كوهستانی كه به لحاظ زبانی و سابقه تاریخی جایگاه ویژه ا ی در جمع ساكنان مناطق كردنشین دارد، دو بخش شمالی شهرستان پاوه (بخش مركزی و بخش نوسود)، بخشی از استان كردستان( شامل مریوان و مناطق اطراف آن)، و مناطقی از كشور عراق را در بر می گیرد. آن بخش از منطقه هورامان كه در داخل مرز های كشور ایران قرار دارد. خود به دو بخش هورامان تخت و هورامان لهون قابل تقسیم است. از مقایسه نقشه ی تقسیمات كشوری و موقعیت ویژه منطقه هورامان می توان در یافت كه منطقه هورامان تخت به تمامی، در استان كردستان و منطقه هورامان لهون به تمامی در استان كرمانشاه قراردارد.
شهرهای مهم اورامانات
پاوه: شهرستان پاوه حدوداٌدر 120 كیلومتری شمال غربی استان كرمانشاه واقع گردیده است. كه از شمال و شمال شرقی به استان كردستان، از جنوب و جنوب غربی به شهرستان جوانرود و از غرب و قسمتی از شمال غربی به كشور عراق محدود میگردد. این شهرستان با وسعت 1260 كیلومتر مربع با 19/5 درصد كل مساحت كرمانشاه شامل سه بخش، هشت دهستان و حدود 135 روستا(شامل 84 روستای مسكونی و 51 روستای خالی از سكنه) می باشد.بخشهای مختلف آن عبارتند از بخش باینگان شامل دهستانهای شیوه سر، كلاشی، ماكوان، بخش نوسود شامل دهستانهای سیروان، شرام، بخش مركزی شامل دهستانهای شمشیر-هولی و منصور آقایی می باشد.شهر پاوه در محدوده 35 درجه و دودقیقه تا 35 درجه و سه دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 21 دقیقه تا 46 درجه و 23 دقیقه طول شرقی در ارتفاع حدود 1525 متری از سطح دریا قرار گرفته است.
مریوان : واقع در استان كردستان با جمعیتی برابر با185116 نفر
سروآباد : واقع در استان كردستان
ته ویله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود
بیاره: واقع در شمال ده ر گا شیخان و غرب هانه گه رمه له
شهرها و روستاهای هورامی زبان در كردستان عراق
ته ویله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود
پالانیا: واقع در شمال شوشمه و نوسود
سو سه كان: واقع در غرب ته ویله
ده ره تفی: واقع در غرب سو سه كان
به لخه: روستای بزرگی واقع در شمال غربی ته ویله
ده ر گا شیخان: واقع در شمال به لخه
بیاره: واقع در شمال ده ر گا شیخان و غرب هانه گه رمه له
ده ره قه یسه ر : واقع در غرب بیاره
خه ریانی: واقع در غرب بیاره
خه ر گیلان: تقریبا واقع در شمال غربی بیاره
زه رده هال یا بنجه دری: واقع در شمال شرقی بیاره
نارنجله: واقع در شمال بیاره
گولپ: واقع در شمال بیاره
باخه كون: واقع در شمال بیاره
گه چینه: واقع در شمال غربی كه یمنه و شرق باخه كون
سه ر گه ت: واقع در شمال كه یمنه
هانه ی دن: واقع در شمال كه یمنه
ده ره ی مه ر: واقع در جنوب ده ركی ایران
زه لم: واقع در غرب دزلی
ها نه ی قول: واقع در جنوب غربی دزلی
ئیلانپی: واقع در شمال غربی دزلی
احمد ئاوا: واقع در غرب زه لم
ناحیه هورامان كوهستانی و پر برف و باران است. میزان بارندگی سالیانه حدود 800-900 میلی متر می باشد. بخش اعظم این بارش به صورت برف و در قلل و دامنه كوهها صورت میگیرد.
سابقه تاریخی و اعیاد رسمی
هورامان سرزمینی باستانی است؛ این سرزمین، دست كم ، از زمان ورود آریایی به ایران، جزو مناطقی بوده كه اقوامی كه در آن سكونت داشته اند. و آنطور كه از شواهد بر میآید، در دوران حكومت های مختلف كه ، از آن زمان به بعد، بر نواحی از ایران حكم رانده اند، همچنان اقوامی(به ویژه اقوام كرد) را در خود جای داده است. چرم نبشته های اورامان(هورامان) كه قدمت شان به حدود قرن اول میلادی می رسد، شاهدی بر قدمت این سرزمین(دست كم تا قرن اول میلادی) هستند. این سرزمین، در حال حاضر، محل سكونت كردهای هورامی زبان ایران و عراق است.با توجه به مسلمان بودن و معتقد بودن هورامی های به آئین اسلام اعیاد رسمی آنان نیز همانند عید های مبارك و مقبول دنیای اسلام میباشد . عید سعید فطر(رمضان) و عید سعید قربان و در كنار این دو عید مهم، ماه مولود پیامبر اكرم در این منطقه محترم و برگزاری مراسم های میلاد رسول اكرم(ص) معمول و مرسوم میباشد. مردم هورامان شافعی مذهب هستند . مردم هورامان كرد و یه گویش هورامی(اورامی) تكلم میكنند. مكنزی: هورامی گویشی از گورانی، و همانگونه خواهیم دید، احتمالا ، باستانی ترین گویش آن ، و گویشی است كه كمتر از گویش های دیگر دچار دگرگونی شده است.
طریقه نقشبندیه و مشایخ
تاریخ ابتدای طریقه نقشبندیه به اوایل قرنهای اسلامی بر میگردد. و در طول سده های گوناگون ، نام آن تغییر یافته است. در این طریقه ، گرچه نام ((شاه نقشبند)) شهرت بیشتری دارد، اما نقشبندیان ، به پیش از او میرسند. و طریقه او ، به حقیقت ، دنباله طریقه ((خواجگان)) است.
خواجه بها الدین محمد بن محمد اویسی بخاری، مشهور به شاه نقشبند، متولد در روستای ((قصر عارفان)) در یك فرسنگی شهر بخارا، به سال 718 ه ق ، و متوفی در همانجا به سال 791 . وی گرچه دست پرورده سید امیر كلال (772 ه ق) بود.، امادر واقع، اویسی و مستفیذ از روحانیت عارف بزرگوار((خواجه عبدالخالق غجدوانی است. شاه نقشبند، سه اصل به اصول هشتگانه غجدوانی افزود. و با الهام از روح او، مامور به تلقین ((ذكر خلفی)) شد و ذكر جهر را منسوخ كرد. آرامگاهش ، هنوز پا بر جا و مزار عاشقان است. طریقه نقشبندیه، به او نسبت دارد.
طریقه نقشبندی، برسنت و شریعت و دوری از بدعت استوار است. و تاكید دارد و همین ، باعث شده است كه در شرق و غرب جهان اسلام، گسترش یابد و به خصوص ، روش عرفانی علما و فضلا و ادبا و فقهای اسلام بشود.
سالك مبتدی و مرید در طریقه نقشبند ، انسانی پایبند به شریعت اسلا م و سنت پیامبر (ص) و پرهیزنده از بدعت است، وی ، باید این 11 اصل را رعایت كندو دارا شود:
1 -هوش در دم 2- نظر بر قدم 3- سفر در وطن 4- خلوت در انجمن 5- یاد كرد 6- بازگشت 7- نگاهداشت 8- یادداشت 9- وقوف زمانی 10- وقوف عددی 11- وقوف قلبی
یكی از مرشدان و بزرگان نقشبندی، مولانا شاه غلامعلی عبدالله دهوی(1240-1158 ه ق) است. عارف و دانشمند بزرگ كرد، ضیاالدین ابوالبها مولانا خالد ذوالجناحین شهروزی(1242-1193 ه ق) با راهنمایی یكی ازمریدان او در سال 1222 ه ق به دهلی در هندوستان می رود. و پس از یكسال ، با اخذ طریقه و اجازه ارشاد از شاه عبدالله ، به كردستان باز میگردد. و به ارشاد و تبلیغ طریقه نقشبندی می پردازد. یكی از جانشینان بسیار نامی مولانا خالد (( شیخ عثمان سراج الدین نقشبندی ) است. او در سال 1195 ه ق در در روستای ((ته ویله)) در كردستان (عراق) متولد شد. و پس از رسیدن به سن بلوغ، به تحصیل علوم دینی آغازید. وی برای ادامه تحصیل علوم دینی، چند سالی را هم در بغداد ماندگار شد و در سال 1228ه ق ؛ در شهر سلیمانیه عراق به عنوان اولین خلیفه مولانا ، اجازه خلافت و ارشاد گرفت. شیخ عثمان ، پس از چند سال ، به اورامان((هه ورامان)) بر میگردد و در روستای مسقط الراس خویش و گاهی در مناطق اطراف آن ، تا سال وفاتش (1283 ه ق) به ارشاد مشغول می شود.شیخ عثمان شش فرزند پسر داشت كه چهار نفر از آنان و همچنین نوه های ایشان ، به مقام خلافت و ارشاد رسیدند و هر كدام در جایی به ارشاد طریقه نقشبندی پرداخته اند.
1. حاج شیخ محمد بهاء الدین، شیخ علی حسام الدین
2. حاج شیخ عبدالرحمن ابوالوفا
3. شیخ عمر ضیاء الدین، شیخ محمد نجم الدین، شیخ محمد علاء الدین
4. حاج شیخ احمد شمس الدین
شیخ محمد عثمان سراج الدین:
فرزند شیخ محمد علاء الدین، (متولد 1314 ه ق)،(1275 ه ش) در روستای صفی آباد واقع در 5 كیلومتری شهر جوانرود،( وفات11 بهمن سال 1375 ه ش) در استانبولِ تركیه، و مدفون در خانقاء و دارالارشاد خویش در استابول
طریقه قادریه و مشایخ
پایه گذار طریقت قادریه ، شیخ عبدالقادر گیلانی، می باشد. ایشان در سال 470ه ق و به قول دیگری 471 ه ق تولد یافته است. شیخ عبدالقادر در اصول پیرو ابی الحسن اشعری و در فروع تابع امام شافعی(رض) و امام احمد حنبل(رض) است.در نزد صوفیان هند، ترك و عراق صاحب كرامت میباشد.
درپاوه خاندان خالصی كه بزرگ آنها شیخ نصرالدین خالصی بوده است ، روز شنبه 26/9/1356 هجری شمسی وفات كرد. و اكنون فرزند ایشان حاج شیخ طه خالصی ، به ارشاد مشغول میباشند. ((افراد دیگری هم در منطقه به ترویج قادریه اشتغال دارند از جمله: شیخ حسین هاشمی حسینی، از سادات برزنجه، در ده شاه ولد بخش ازگله حاج شیخ نجم الدین هاشمی در بخش ازگله و شیخ محی الدین هاشمی در دار زنگنه ی ازگله ، دو نفر اخیر هم از سادات برزنجه هستند. در قریه ی نجار نیز ملا شیخ محمد فرزند شیخ قادر از خاندان طالبانی، به ارشاد مشغول است.))
پیر شالیار
در این مراسم كه هرساله و در اواسط بهمنماه در اورمان تخت و در كنار مرقد پیرشالیار برگزار میشود هزاران نفر از مشتاقان و علاقمندان این مراسم برای گرامیداشت پیرشالیار گرد هم جمع می شوند.
پیرشالیار كیست ؟
پیرشالیار فرزند جاماسب یكی از رهبران و مغان آیین زردشت بوده كه در اورامان میزیسته است ، وی مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود . ایم مغ كتابی را به نام مارفهتو پیرشالیار (معرفت پیرشهریار) به لجهه كردی اورامی به نظم در آورده است مشتمل بر امثال و حكم و پند و اندرز با ذكر نكاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاكید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن . نسخه این كتاب اكنون كمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان در حفظ دارند و در مواردی به جای مثل به كار می برند .
در این كتاب منظوم ، بعد از هر دو بیت ، بیتی تكرار شده است به این مضمون :
گوشت جه واتهی پیرشالیار بوو هوشت جه كیاستهی زانای سیمیار بوو
(به گفته پیرشهریار گوش بده ، و برای درك نوشته زردشت دانا و هوشیار باش )
چندبند از آن منظومه :
داران گیانداران ، جهرگ و دل بهرگهن گایی پر بهرگهن گایی بی بهرگهن
كه رهگ جه هیلین ، هیلی جه كهرگهن رواس جه رواس ورگهن جه ورگهن
( درختان جان دارند ، جگر و دلشان برگ است ، گاهی پر برگ و گاهی بی برگند . مرغ از تحم است ، و تخم از مرغ روباه از روباه است و گرگ از گرگ)
وهوری وهوارو ، وهورهوهرینه وریسه ، بریو چوارسه رینه
كهرگی سیاوه هیلیش چهرمینه گوشلی مه مریو دوی درینه
( برفی می باره كه برف خوره است ، و رسن كه پاره شود چهارسر پیدا میكند ، ماكیان سیاه ، تخمش سفید است ،دیگچه كه سوراخ شد ، دودر پیدا می كند )
برخی از دانشمندان كرد معتقدند كه پیرشالیار در اواخر زندگی دین اسلام را قبول كرده و كوشیده تا مردم این سامان را با این آیین مبین آشنا سازد ،اما توفیقی حاصل نكرده است و در اواخر قرن پنجم رو در نقاب خاك كشیده است . اما از روی قراین این پیرشالیار(پیراول) در اواخر قرن اول می زیسته و برهمان عقیده و آیین كهن تا واپسین دم باقی مانده است ، زیرا اولا در قرن چهارم و پنجم و حتی سوم دین اسلام در سراسر منطقه اورامان گسترش پیدا كرده ، و همه اهالی این دیار گرویده اسلام شده اند ، ثانیا اسلام آوردن پیرشالیار اول نیز نمی تواند مقرون به صحت باشد وگرنه منظومه خود را با همان مضامین كه حاكی از مجوسیت اوست باقی نمی گذاشت بلكه آن قسمت را كه مربوط به آیین كهن و توصیه در باره حفظ آن و نگهداشت آن است تغییر میداد همچنانكه پیرشالیار دوم كه مسلمان بوده دست به این كار زده است .
علماء و اساتید
ملا بهاءالدین دزآوری:
ملا بهاء الدین در سال 1294ه ق در روستای دزآور اورامان از توابع پاوه بدنیا آمد.این بزرگوار در 1368ه ق در بیاره به وصال جانان شتافت ودر پشت مقبره شیخ ضیاءالدین عمر به خاك سپرده شد.
ملا عبدالله دشی مفتی اعظم كردستان:
دانشمند فاضل مشهور صاحب علم و فضل فراوان ادیب نكته دان، ملا عبدالله ابن محمود، صالح و زاهد از اهالی قریه دشه اورامان بوده است.ایشان در سال 1280 در دشه بدنیا آمده است.اساتید ایشان علامه حاج عمر افندی اربیلی، حاج ملا احمد نودشی و... و طلاب ایشان : ملا محمد رشید مریوانی، پسران دانشمندشان ملا محمود مفتی اعظم كردستانی، ملا خالد مفتی اعظم كردستانی، ملا محمد مهری، ملا محمد رشید،ملا محمد صدیقی و... استاد در سال1341 در سنندج رحلت فرمودند، و پسران مستعدشان راه پدر را در خدمت به اسلام و سنت پیامبر و مسلمین ادامه دادند و توفیق یافتند.
ملا خضر رودباری:
او یكی از علمای بزرگ و ادبای برجسته است كه در قریه رودبار اورامان در حدود 1140 هجری تولد یافت . اساتید ایشان: شیخ وسیم كبیر تختی مردوخی، و.... این استاد جلیل در سال 1200 وفات یافته است. خداوند بیامرزش.
ملا عبدالصمد هجیجی:
او در قریه هجیج اورامان در حدود سال 1260 تولد یافت. دو تن از پسران ایشان ملا عارف و ملا عبدالواحد نیز از دانش و معرفت پدر بهره برده و به خدمت همت گماشتند.ملا عبدالصمد در سال 1322هجری فوت نمود.
حاج ماموستا محمد زاهد ضیایی پاوه ای:
حاج ملا زاهد بن حاج ملا صلاح الدین ابن ملا لطف الله ابن حاج عوض از اهالی پاوه از توابع كردستان سنندج و فعلاٌ تابع باختران(كرمانشاه) است. جدش حاج عوض از مریدان شیخ عثمان سراج الدین طویلی است و كرامات و خوارقی مشهور دارد. و پدرش ملا صلاح الدین از مریدان شیخ عمر ضیاءالدین و اهل طاعت و تقوی بوده است. و خود ملا زاهد از مریدان مرحوم شیخ علاء الدین بن ضیاءالدین است. پدرش وقتی فوت كرد، او به حد بلوغ نرسیده بود. و در قصبه پاوه مشغول خواندن درس بود. بعد ها مبادی علوم را طی كرد و در مدارس نقاط مختلف در پی علم به گردش و تحمل زحمات فراوان تن داد و به قریه بیاره آمده مدتی در مدرسه آنجا مقیم بود و درس خواند، سپس به اطراف سلیمانیه نیز رفت و نزد ملا محمد مشهور به رئیس در قریه گه لا له از توابع چوارتا مدت زمانی اقامت و استفاده كرد. و در اواخر تحصیلش به بیاره بازگشت. و قسمتی از كتاب تقریب المرام شرح تهذیب الكلام را در آنجا خواند، و اجازه علم را از محضر مبارك استاد ملا عبدالكریم مدرس گرفت، و به پاوه برگشت و مدرس طلاب گردید و برای مسلمانان موعظه كرد، و خداوند او را در خدماتی كه در راه دین انجام داد موفق فرمود، و همچنین او در اداء فریضه حج توفیق یافت و ایشان در محل مرجع فتوای دینی در پاوه خدمت نمودند، حاج ماموستا روز 4 اردیبهشت سال 1373 در سن هشتاد و هشت سالگی به وصال جانان شتافت، و پس از نیم قرن خدمت و تبلیغ و تدریس و مدیریت و صیانت ، به سوی آشیان جانان بال گشود و به ملكوت اعلی پیوست و در مزارستان سرده( مرقد عارف نامدارحاجی عوض) به خاك سپرده شد. عاش سعیداً و مات سعیداً
ملا عنایت الله دشی :
مرحوم مبرور ملا عنایت الله دشی فرزند عبدالعزیز در حدود سال 1250 هجری شمسی قریه دشه از توابع هورامان به دنیا آمد.اساتید ایشان: ملا عبدالله دشی مفتی كردستان، ملا عزیز رخزادی،و..ملا عنایت الله در سال 1343 در سن 93 سالگی به لقا الله پیوست.
یوسف صدیقی شاهویی گورانی :
عالم عامل یوسف صدیقی از مردم اورامان كردستان فرزند قاضی محمود بن كمال الدین گورانی و از عشیره ای به نام رویسی است. ایشان در سال 1000 هق جان را به جان آفرین تسلیم كرد. تالیفات ایشان: حاشیه بر شرح عقاید، حاشیه بر شرح خطایی، حاشیه بر تفسیر بیضاوی، و رساله ای در علم منطق
خاندان علماء نودشه :
1. ملا احمد(اول) مفتی اعظم كردستان عراق(مشهور به حاج ماموسا ی نودشه)
2. ملا عبدالرحمن (متولد1190 ه ق- در سال 1256 ه ق به سلیمانیه رفته و مفتی آنجا گردیده)
3. ملا احمد(1227 ه ق در نودشه پاوه متولد- فرزند ارشد ملا عبدالرحمن- 1302 ه ق فوت نمود)
4. ملا زین العابدین( فرزند ملا احمد بن ملا عبدالرحمن، مدفن مباركش در نودشه میباشد.)
5. ملا اسعد ، ملا بهاالدین( فرزندان فاضل ملا زین العابدین)
6. ملا عارف(1263 ق در نودشه متولد- فرزند ملا احمد نودشی-1331 ق در سنندج فوت فرموده است)
7. ملا محمد ( 1294 ق در نودشه متولد- فرزند ملا احمد نودشی- 1308 ش به دعوت حق لیبك گفت)
8. ملا جلال الدین (فرزند ملا عبدالرحمن- در نودشه متولد و در دگاگا فوت فرمود.)
9. ملا عصام الدین، ملا عبدالقادر، ملا قطب الدین( فرزندان ملا جلال الدین)
10. ملا فضل الدین( فرزند ملا عبدالرحمن، در سنندج به دار فانی را وداع گفتند.)
11. ملا عبدالرحیم، ملا عبدالغفور( فرزندان عالمِ ملا فضل الدین)
12. ملا محمد(فرزند ملا عبدالرحمن، در سلیمانیه ماندگار و از اولاد ایشان اطلاعی در دست نیست.)
13. ملا عصام الدین جلالی( فرزند ارشد عالم فاضل ملا جلال الدین)
شعرو شاعران
مولوی كُرد(تاوگوزی)
سید عبدالرحیم فرزند ملا سعید نوه ملا یوسف جان فرزند ملا ابوبكر مصنفی چوری كه منتسب به سید محمد زاهد كه معروف به پیر خدر شاهو است می باشد . تخلص شعری وی ( مه عدوومی ) است و در فرهنگ و ادبیات كردی به مولوی مشهور است .مه وله وی (مولوی ) در سال 1221 هجری قمری در روستای سرشانه ( سه رشانه ) در منطقه تاوه گوز كردستان عراق در خانواده ای فرهنگی - دینی چشم به جهان گشود . در كودكی همراه با خانواده به روستای بیژاوه نزدیك شهر حلبچه می رود و در آنجا نزد پدر قرآن می آموزد همزمان كتاب های مقدماتی فارسی و صرف و نحو عربی را نیز آموخته است . پس از آن همچون بسیاری از طلبه های كردستان برای فراگیری علم به شهر پاوه رفته است و پس از فراگیری علوم در شهر پاوه به چور از توابع مریوان رفته و پس از آن به سنه (سنندج ) رفته و در مسجد وزیر به تحصیل علوم زمان پرداخته است سپس به بانه و پس از آن به سلیمانی ( سلیمانیه ) رفته ور در مسجد گه وره ( بزرگ ) آن شهر از خدمت عالم بزرگ شیخ معروف نودی استفاده نموده است سپس به مسجد جامع حلبجه رفته و از وجود شیخ عبدالله خه رپانی استفاده نموده بعد از ان به قه لای جوانرود رفته و پس از آن دوباره به سنه (سنندج ) رفته و در مسجد دار الاحسان مدتی بیشتر از بار اول راگذرانده است . سپس به سلیمانی ( سلیمانیه ) رفته و در خدمت ملا عبدالرحمن نودشه ای كه مفتی سلیمانیه بوده و امام مسجد مه لكه ندی بوده است درس طلبگی را تمام كرده و موفق به اخذ اجازه از محضر ایشان گردیده است .
پس از آن به روستای چروستانه در اطراف حلبچه رفته و در آنجا به تدریس پرداخته است . پس از مدتی هوای تصوف اورا مجذوب كرده و گرفتار ذوق اهل معنا می گردد و بهمین دلیل به شهر ته ویله رفته و صوفی شیخ عثمان سراج الدین كه خلیفه مولانا خالد نقشبندی بزرگ طریقه نقشبندی در كردستان می شود . و مدت زیادی را به عنوان مرید شیخ سراج الدین بسر می برد . پس از چند سال به روستای بیاویله نزدیك حلبجه می رود و پس از مدتی به روستای گونه رفته و چند سال نیز در آنجا می ماند . سپس به شه میران كه در آن زمان تحت اداره شیخ علی عبابیلی بوده است می رود كه شیخ علی احترام بسیار زیادی برای مولوی قایل بوده است اما پس از مدتی عثمانی خاله بدستور محمد پاشای جاف اداره شه میران را از شیخ علی گرفته و بهمین دلیل مولوی راهی روستای سه رشاته كه زادگاه اوست می شود و در همان روستا دیده از جهان فرو می بندد .
مولوی در سالهای حیات خویش با چند حادثه و فاجعه سخت مواجه شده است ( آنگونه كه از شعرهای او برمی آید ) اول سوختن كتابخانه مولوی كه در آن كتابهای بسیار و نوشته ها و حتی دیوان شعر او می سوزد . دوم وفات عنبر خاتون همسر مولوی است كه آنگونه كه پیداست احترام و عشق زیادی به او داشته است . سوم از دست دادن بینایی بمدت هفت سال كه همان باعث وفات و افول ستاره ای بی بدیل در آسمان شعر و ادب اورامان و كردستان می شود . سر انجام مولوی پس از 79 سال عمر سراسر با بركت در سال 1300هجری قمری دیده از جهان فرو بست . از مولوی آثار ارزشمندی بجای مانده است .
دیوان مه وله وی :
الفضیله : كه شامل 2031 شعر عربی است و در سال 1285 هجری قمری آنرا به رشته تحریر در آورده است
العقیده المرضیه : مشتمل بر 2452 شعر كردی كه در سال 1352 هجری قمری از سوی محی الدین صبری النعیمی در مصر بچاپ رسیده است . اولین بیت دیوان اینگونه آغاز می شود
زوبده ی عه قیده و خو لاصه ی كه لام هه ر له تو بو توس ثه نای تام
الفوائح : كه شامل 527 شعر فارسی است كه همراه العقیده در سال 1352 توسط محی الدین صبری النعیمی در مصر بچاپ رسیده است . بجز این موارد كتابی در باره اصول طریقه نقشبندی از ایشان بجای مانده است .
صیدی هورامی
صیدی شاعر یزرگ اورامان در سال 1199 هجری تا سال 1265 هجری میزیسته است. و بیش از 1500 قطعه شعر دارد، بیشتر اشعارش به شیوه اورامی كهن اوستائی و فارسی بوده است. و اشعاری نیز به زبان عربی دارد. نامش ملا محمد سلیمان فرزند حاج سید محمد خانقاهی و در قریه خانقاه پاوه متولد گردیده و نزد بیشتر اساتید اورامان و حوالی شهر زورتلمذ و آخرین مراحل تحصیل را از محضر ماموستا جلال خورمالی استفاده و از حضور ایشان مجاز شده. صیدی پس از اتمام تحصیل به شهر اورامان تخت رفته و در آنجا ماندگار و متا هل گردیده و سمت مدرس علوم دینیه و امام جمعه و جماعت شهر اورامان تخت را داشته و ضمناً با كسب باغبانی امرار معاش مینموده است.
میرزا ئه ولقادر پاو ه یی
ایشان عبدالقادر بن محمد بن جعفر اهل پاوه كه در سال (1240 قمری) چشم به دنیا گشود. مجموعه اشعار ایشان(دیوان میرزا ئه و لقادر پاوه یی) با گردآوری هادی سپنجی به چاپ رسیده است. میرزا از مریدان شیخ علی طالبانی بوده است. ایشان در سال( 1325قمری) در كرمانشاه وفات یافته و در قبرستان (قبر آقای كرمانشاه) به خاك سپرده شده است.
ملا فتح الله پاوه یی
از شعرای مهاجر و اهل فضل بوده ودر گروه مدرسین پاوه در استانبول بسر میبرده و گویا در همانجا بدرود حیات گفته. قرن سیزدهم
فكری پاوه یی
از شعرای پاوه و از علمای مهاجر به شهر استانبول است.
سید فتاح پاوه یی
فرزند سید مطلب و عموی سید بهاء الدین شمس قریشی((شمس الاشراف)) از سادات سرده پاوه است. و اشعاری از وی به جا مانده در مراثی و مناقب ودر طریقه نقشبیندیه صاحب سیروسلوك بوده است. در شعر مهجور تخلص میكرده است، از مرثیه ای كه برای مرحوم حاج عوضِ عارف سروده، در سال یكهزارو دویست و هشتاد و هشت در قید حیات بوده است.
محزون
میرزا محمود مستوفی فرزند مرحوم میرزا شكرالله از سلسله مستوفیان پاوه . ایشان بسال 1252 شمسی در پاوه بدنیا آمدند، و در سال 1316 در زندان قصر فوت فرمودند.
سید محمد خانقاهی
سید محمد بن سید عبدالكریم خسته از سادان خانقاء پاوه در سن شصت سالگی در قریه تاء در سال 1300 قمری متوفی شده اند.
موسیقی وموسیقیدانان
موسیقی اورامی ، همچون دیگر جلوه های دیگر فرهنگ و هنر اورامان از تاثیر موسیقی فرهنگ های دیگر بركنار مانده و همچنان اصالت خویش را حفظ نموده است . این موسیقی های فولكلوریك دارای جمله هایی ساده ، با وسعت صوتی محدود به یك دانگ (تترآكورد ) و فرمی ترجیع بندی است كه در اصطلاح موسیقی استروفیك ( چندین بند شعر كه آنرا با یك ملودی واحد و مشخص می خوانند ) نامیده می شود . بیشتر ترانه های اورامی بصورت تبادل دو گروه خواننده یا تبادل خواننده و گروه -همراه با كف زدن - خوانده می شود موارد اجرای ناآگاهانه چند صدایی نیز در این موسیقی دیده می شود بدین گونه كه پیش از پایان یافتن بند اول ، گروه یا خواننده دیگر بند بعدی را از نت دیگری آغاز می كند و در نتیجه چند لحظه ای دو صوت بطور همزمان در فواصل مختلف اجرا می گردد .موسیقی اورامان را می توان بدو گروه چپله و گوشی تقسیم كرد
1. چپله : آهنگ هایی را شامل می شود كه ریتمی مشخص دارند و همراه با كف زدن اجرا می شود
2. گوشی : این نوع ملودی های آواز مانندی را در بر می گیرد كه ریتم منظم ندارند و اغلب به صورت آزاد اجرا می شوند و خوانندگان بهنگام اجرای موسیقی یك یا دو دست خود را روی گوش می گذارند تا تمركز بیشتری بیابند . از جمله های این موسیقی می توان به سیاچمانه ، شیخانه ، مناجات و حالیات اشاره كرد
3. استاد سیاچمانه در دوره معاصر و اخیر استاد عثمان كیمنه ای است كه مشهور عام و خاص مردم اورامان و حتی كردستان است و با صدایی گرم و رسای خود در حفظ و توسعه این موسیقی فولكلور نقشی اساسی ایفا كرده است.